معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

 

در این مطلب ما برای شما تمام کلماتی را که به نوعی در ارتباط با درس بودن تحت عنوان معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم آماده کرده ایم که شما میتوانید با مطالعه ی آن ها تدریس بهتر و غنی تری را ارائه دهید.

 معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

معنی واژه ها، به ترتیب سطرها و بیت ها
هفت خان: نام هفت مرحله از جنگهای رستم
رخش: اسم اسب رستم؛ در لغت به معنی رنگ سرخ و سفید مخلوط شده است.

مرحله: فاصلهی بین دو منزل که مسافر طی میکرده است، قسمت
زابلستان: نام شهری در استان سیستان و بلوچستان

اهریمن: شیطان و ابلیس
قوی پنجه: زورمند، توانا

کیکاووس: پادشاه نادان و بیارادهی ایرانی
سخت: پُر از رنج و زحمت

دیوان: جمع دیو، موجودات خیالی و ترسناک
تیمار کردن: مراقبت کردن، خدمت کردن، رسیدگی به آب و خوراک حیوان.

رهایی: آزادی
نخجیر: شکار، حیوانی را که شکار کنند.

در ادامه شاهد معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم از کتاب فارسی ششم ابتدایی خواهید بود.

بند: طناب، ریسمان، اسارت
فرجام: پایان، آخرکار، عاقبت کار

اژدها: جانور افسانهای بزرگ به شکل سوسمار که اغلب دو سر دارد.
دیده: چشم

پیکار: جنگ
پرخاش: جنگ و ستیزه جویی، دُرشتی

نبرد: جنگ
سُم: قسمت انتهایی انگشتان حیوانات که مثل کفش برای آنهاست.

چاکچاک: پاره پاره
آذر گُشسب: آتش تند و تیز، در شاهنامه کنایه از هرچیز مورد نیایش آمده و نیز اسم یکی از پهلوانان است.

سهمگین: خوفناک، ترسآور، ترسناک
یال: موهای بلند پشت گردن اسب

بَر: سینه، تن
دلیر: شجاع، در اینجا همان رستم است.

معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم

بدینسان: به اینگونه
هفت « دیو سپید: در خان هفتم که رستم و اولاد به محلّ زندگی دیو رسیدند، رستم دست و پای » کوه اولاد دیو را بست و سپس به غار حمله کرد و دیو سپید را از پا درآورد.

قصد: خواست و اراده برای انجام کاری
ز بهر: به خاطر

حیله: مکر و فریب
نیایش: راز و نیاز کردن با خداوند

چیره: غالب: پیروز (چیرگی: پیروزی)
داور: انصاف دهنده، خدای تعالی

خم: در این درس به معنی حلقهی طناب
دادگر: کسی که با عدالت رفتار میکند.

کمند: طناب، بند، ریسمان
گُردی: پهلوانی، دلیری

سعی کنید معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم را به صورت یکجا به دانش آموز ارائه نکنید و آن ها را راهنمایی کنید تا به بهترین شیوه نسبت به پیدا کردن معانی کلمات جستجو نمایند.

بیم: ترس
اُولاد: نام دیوی است که در خان پنجم، رستم با وی و سپاهیانش مواجه میشود و آنها را تا رو مار میکند.

دستگاه: شکوه، قدرت، عظمت
ارژنگ دیو: نام یکی از سرداران دیو سپید است. ششمین خان رستم، جنگ با ارژنگ دیو است.

معنی جمله ها
از هفت خان رست گذشته است معنی: به کنایه: توانسته است، مراحل دشواری را پشت سر بگذارد و به موفقیّت برسد.

دیوها را از پای درمیآورد.
معنی: به کنایه: دیوها را نابود میکرد.

رخش به تنگ میآید.
معنی: به کنایه: رخش، خسته میشود.

معنی بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

بیت ۱ : خروشید و جوشید و برکَند خاک زسُمّش زمین شد همه، چاک چاک
معنی: رخش، شیهه کشید و جَست و خیزکُنان، از شدّت خشم با ضربههای سُمّش، زمین را پاره پاره کرد.

نکته ی آرایه ای: در این بیت مبالغه به کار رفته است: در خشم رخش، اغراق شده است.

بیت ۲ : بزد تیغ و بنداخت از بَر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از بَرش
معنی: رستم با شمشیر، سرش را از تن جدا کرد و خونِ فراوانی از تن اژدها جاری شد.

نکته های آرایه ای: تشبیه: خون: مشبّه و رود: مشبّهٌبه / در ریخته شدن خون، مبالغه شده است.

بیت ۳ : بینداخت چون باد، خَمّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند
معنی: رستم با سرعت بسیار، طناب را به طرف جادوگر پرتاب کرد و سرش را با ریسمان بست و او را اسیر کرد.

نکته های آرایه ای: چون باد ← تشبیه / کنایه در سرعت بسیار دارد و مبالغه شده است.

بیت ۴ : میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پُر از بیم کرد
معنی: با خنجر، جادوگر را از کمر، نصف کرد و تمام جادوگران از این اتّفاق ترسیدند.

بیت ۵: چو رستم بدیدش برانگیخت اسب بدو تاخت مانند آذرگشسب
معنی: وقتی رستم او را دید، اسبش را به حرکت درآورد و مانند آتش تندی، به سرعت روانه شد.

نکته های آرایه های ادبی درس هفت خان رستم ششم ابتدایی

حرف ربط است؛ بنابراین، نباید با ،» وقتی که « ،» زمانی که « در مصراع اوّل به معنی » چو « : نکتهی دستوری
ارژنگ دیو است. ،» او « نشانهی تشبیه )ادات تشبیه( اشتباه کرد. / مرجع
نکته های آرایه ای: مانند آذرگشسب ← تشبیه / تاختن مانند آذر گشسب: کنایه از تند و سریع حرکت کردن
بیت ۶: سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر
معنی: رستم سر و گردن ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر شجاع و قوی سرش را از تن جدا کرد.

مانند( شیر ← تشبیه ₌) نکته ی آرایه ای: به کردار
بیت ۷: ز بهرِ نیایش، سر و تن بشُست یکی پاک جای پرستش بجُست
معنی: رستم برای راز و نیاز با خداوند، خودش را شُست و جای پاکی را برای عبادت کردن پیدا کرد.

نکته ی دستوری: نیایش، متمّم است و سر و تن، مفعول میباشد. / پاک جای، ترکیب وصفی مقلوب است: جای
پاک / یکی پاک جای پرستش، گروه مفعولی است.
بیت ۸ : از آن پس نهاد از برِ خاک، سر چنین گفت: کای داورِ دادگر!
معنی: بعد از این مشغول عبادت و راز و نیاز با خداوند شد و گفت: ای خداوند بزرگ و عادل!

نکته ی دستوری: داور دادگر، ترکیب وصفی است و نقش منادا دارد.
نکته ی آرایهای: سر بر خاک نهاد: کنایه از فروتنی و فرمانبُرداری کردن. در این درس یعنی راز و نیاز کردن.
نکته ی ادبی: این بیت: موقوف المعانی است و با بیت بعدی کامل میشود.

معنی کلمات و بیت های درس هفت خان رستم فارسی ششم

بیت ۹: ز هَر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه
معنی: پروردگارا! در برابر تمام بدیها، پناهگاه بندگانت هستی و تو به من پهلوانی، قدرت و عظمت دادهای.

است و حرف » به « به معنی » را « ، در مصراع اوّل، نشانهی مفعولی نیست و در مصراع دوم » را « : نکتهی دستوری
به من( ₌ اضافه میباشد )

پیام درس هفت خان رستم فارسی ششم
این درس درباره ی هفت خان رستم مطالبی گفته است. رستم برای نجات دادن کیکاووس، پادشاه ایران، به مازندران میرود و با دیوها میجنگد. رستم در این سفر، هفت مرحلهی سخت و دشوار را طی میکند که به آن هفت خان میگویند.